وه ! زیبایی آفرینش خدا خارج از دایره توصیف بود...
روزی از روزهای اوّل فروردین ، می خواستم زودتر از معمول بیدار شوم ، تا طلوع خورشید را تماشا کنم . وه ! زیبایی آفرینش خدا خارج از دایره ی توصیف بود0
چشمم به غنچه ای افتاد که در حال باز شدن بود . انگار مانند یک لبخند باز می شد و به نظرم می خواست با آفریدگار خویش سخن بگوید . پروانه ای نظرم را به خودش جلب کرد ، چه زیبا بود ظرافت این پروانه ! ناگهان متوجّه من شد و سریع از روی گل برخاست0
صدایی از همان نزدیکی می آمد . آری صدای آبشار بود . شرشر ، شرشر رفتم و دیدم که انگار در زمستان یخ بسته بود و در روی آن برگـهای خشکیده ریخته بود و بعد آب شده و می خواهد برگ ها را از روی خودش پاک کند0
جلوتر رفتم ، چیزی داشت پایم را نوازش می کرد . این آب بود ، موج هی به پاهایم برخورد می کرد و من هم خوشم آمد و جلوتر رفتم . سنگ ریزه ها پایم را قلقلک می دادند ، بعد از اینکه از رود بیرون آمدم سردم شد و چوب جمع آوری کردم و آتش را روشن کردم . به شعله های آتش نگاه می کردم که به بالا می رفتند ، ناگهان چشمم به آسمان افتاد و یادم آمد که من برای تماشای طلوع خورشید به اینجا آمده بودم که ، زیبایی آفرینش مرا جذب خود کرد . به دریا نگریستم دیدم که خورشید دامن زرد رنگ خود را بر دریا گسترانده است وای حیف شد0
دوباره به آسمان نگاه کردم و دیدم که پرستوها و پرندگانی که از آوردن نام آن ها در این صفحه عاجزم ، دارند از کوچ برمی گردند و برای خود لانه می سازند0
من که صبح روز بعد می خواستم سلام خورشید را بنگرم ، سری به طبیعت زدم . آن قدر عجله داشتم و می ترسیدم که خورشید طلوع کند و من آن را نبینم پا برهنه به بیرون رفتم ، این بار خاک ، این چیزی که من از آن ساخته شده ام و دوباره به آن برمی گردم ، مرا به خود جلب کرد . چقدر نرم بود ، نشستم و آن را روی دست هایم ریختم ، مثل یک بازی ، شیرین بود0
ای وای خورشید طلوع کرد و باز نتوانستم خورشید را ببینم . همه جا روشن شده بود ، من بارها و بارها می خواستم این پدیده ی شگفت آور راتماشا کنم ، امّا نتوانستم0
آری این پدیده ها همه در فصل بهار و ماه هایش ، فروردین ، اردیبهشت و خرداد برای من پدید آمد و تا اینکه روزی توانستم این منظره ی زیبا را ببینم0
خورشید از پشت کوه بالا آمد و به غنچه ، به دریا ، به درخت ، به گل ، به شکوفه و به همه سلام گفت . همه هم با دیدن خورشید خوشحال شدند0
من که به خورشید نگاه کردم و آرامشی در بدنم پدید آمد و خدا را به خاطر این همه آفرینش سپاس گفتم
000- نویسنده: محبوبه |
- ساعت ارسال: 02:28 ق.ظ |
- نظرات: ()
تبلیغات 




عید در لغت، به معنای «عود» و بازگشت است و در فرهنگ اسلامی، به معنای بازگشت به معبود است ؛ یعنی انسان به سوی خالق خود بازگردد و به پاداش الهی دست یابد و این، عید اوست. امام علی علیه السلام می فرماید: «هر روزی که در آن نافرمانی خدا نشود،عید است»0 

























